ببخشید مزاحم شدم ...

دیشب خوابش نمی برد منم همین طور . آوردمش تو تخت خودمون و بغلش کردم . یه نیم ساعتی گذشت همین طور حرف می زد . بهش گفتم : کورش مامان دیگه بخواب شب بخیر . و ماچش کردم .

محسن 1 ساعتی بود که خوابش برده بود . رفت سراغ محسن و بهش گفت : بابا شب بئیر (شب بخیر) . بهش گفتم : بابا رو اذیت نکن خوابه . دوباره به محسن شب بخیر گفت ولی محسن خواب بود . محسن رو تکون داد و بیدارش کرد .

محسن بیچاره از خواب پرید و با تعجب به کورش نگاه کرد . دوباره به محسن شب بخیر گفت و ماچش کرد . محسن هم جوابش رو داد و گفت : ببخشید بابایی خواب بودم نفهمیدم شب بخیر گفتی .

کورش هم در جوابش گفت : بهشید مزانم /bahshid mozanem/ یعنی ببخشید مزاحم شدم نیشخند

/ 0 نظر / 8 بازدید