نقشه های پسرک

پریروز پای کامپیوتر بودم اومد تو اتاق گفت :

مامان بیا برات زدم اشپزی (منظورش شبکه mechef بود که مورد علاقه ی منه) 

ازش تشکر کردم و رفت . یه 20 دقیقه ای دیدم خونه ساکت شده خیلی . گفتم یا داره یه خرابکاری ای می کنه یا خوابش برده . پاشدم رفتم سراغش . دیدم در اتاقش رو بسته .

و از اونجایی که به شدت از اینکه تو اتاق باشه و در بسته بشه میترسه خیلی تعجب کردم . یواش در رو باز کردم . انقدر مشغول بود که صدای در رو نشنید . صدای تلویزیونش روگذاشته بود روی پایین ترین حد ممکن که خودش هم به زور میشنید (همیشه صدای تلویزیونش تا ته بلنده)

و مشغول بازی پلی استیشن بود . اما این همه ترفند و عملیات برای چی بود ؟ برای اینکه رفته بود و یواشکی یکی از سی دی های بازی باباش که براش ممنوعه (بازی بکش بکشه) برداشته بود و داشت بازی میکرد و برای اینکه من نفهمم کلی برای خودش نقشه کشیده بود .

بعد از یکی دو دقیقه متوجه حضور من شد و برگشت و دیگه شروع کرد به معذرت خواهی و من هم یه کم دعواش کردم . 

اما برام خیلی جالب بود که انقدر از فکرش کمک گرفته بود برای اینکه به هدفش برسه و این منو خیلی خوشحال و مغرور می کنه . احساس ارامش می کنم از اینکه می بینم پسرم برای بدست اوردن خواسته هاش اینطور تلاش می کنه (حتی اگر اون خواسته درست نباشه) و اگر جایی اشتباه کنه از تلاشش ناراحت نمیشم بلکه سعی می کنم راهنمایی اش کنم .

دوستت دارم فندق من 

/ 7 نظر / 10 بازدید
مامان اکرم

سلااااااااااااااام خوبی شما مهسا جون؟ من آدرس این وبلاگت رو نداشتم و آدرس قبلیت رو مرتب مراجعه می کردم و دیدم که رفتی تو فاز خواندنی ها و دیدنی ها! دلمون براتون و برای آقا کوروش گل تنگیده بود. خوشحالم که بهم سر زدی و آدرس جدیدت رو هم وارد لینکدونی می کنم. این گل پسر بلا و بامزه رو حسابی ببوس.

محدثه

خانمی بچه ها رو از هر چی منع کنی بهش حریص میشن باهوش هم که هستن . . .

محدثه

زندگي‌تان به زيبايي گلستان ابراهيم و پاكي چشمه زمزم عيدتان مبارك

مامان بیتا

دوستان عزیز سلام من و بابای بیتا منتظر حضور پر مهر شما در نمایشگاه اسباب بازی و سرگرمی های کودک و نوجوان هستیم. 23 الی 27 آبان90 تهران خیابان فاطمی خیابان حجاب مرکز آفرینش های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان غرفه هواپیماهای جت رو هیچ شادی نیست اندر این جهان ..........برتر از دیدار روی دوستان

میتی و ماهیش

سلام مهسا جون خوبی عزیزم؟؟؟؟ راستی خانومی خبریه؟؟؟اخه اون گوشه نوشتی میخوایم یه خواهر کوچولو واسه کوروش جون بیاریم....ذوق زده شدم[نیشخند]

نندی

پسرک شیطون!

فریبا

بچه های الان انقدر باهوش هستن که به همین راحتیا نشه کنترلشون کرد... ولی خوب لازمه که راهنمائیش کنی... [گل]